۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۸:۳۹

چرا «درخت‌ها و قتل مرزوق» همچنان خواندنی است؟

چرا «درخت‌ها و قتل مرزوق» همچنان خواندنی است؟

«درخت‌ها و قتل مرزوق» نه فقط داستانی درباره دو شخصیت شکست‌خورده است، بلکه روایتی از شکست انسان در برابر ساختارهای ناعادلانه، سرکوب سیاسی و بحران معنا در جوامع معاصر عرب محسوب می‌شود.

به گزارش خبرنگار مهر، ادبیات عرب، به ویژه ادبیات معاصر آن برای بسیاری از خوانندگان ایرانی چندان شناخته شده نیست. رمان «درخت‌ها و قتل مرزوق» اثر عبدالرحمان منیف، از آثار برجسته ادبیات معاصر عرب به شمار می‌رود؛ اثری که در دهه ۱۹۷۰ منتشر شد و از نخستین تجربه‌های جدی نویسنده در مسیر شکل‌دهی به جهان ادبی و اجتماعی خاص خود محسوب می‌شود. در ۱۹۳۳ منیف پدری سعودی و مادری عراقی داشت و در عمان اردن متولد شد، در طول زندگی پر فراز و نشیبش از هر دو کشور اخراج و سلب تابعیت شد و به کشورهای عربی سفر کرد، تا سرانجام در سال ۱۹۸۸به سوریه رفت و ۲۴ ژانویه ۲۰۰۴ در شهر دمشق در گذشت و پیکرش همانجا آرام گرفت.

این رمان، همچون بسیاری از نوشته‌های منیف، بر پایه نقد شرایط سیاسی و اجتماعی جهان عرب استوار است و از خلال روایت زندگی شخصیت‌ها، تصویری روشن از سرکوب، تبعید و شکست انسان در برابر ساختارهای قدرت ارائه می‌دهد. ترجمه فارسی آن را موسی اسوار انجام داده که یکی از بهترین مترجمان ادبیات عرب در ایران است و توانسته است فضای خاص و زبان استعاری منیف را به‌خوبی بازآفرینی کند. او باری گفته بود: «از عدالت و آزادی نمی توان سخن گفت بر با وجود شهروند، آزاد جز با توانایی انسان بر مشارکت و بیان و ایمن بودن بر زندگی و آینده و داشتن امکان اشتغال و جابه‌جایی. همین آزادی‌های ساده‌ای که هر انسان در جهان به نسبت‌هایی بیش و کم متفاوت دارد.»

دو خط روایی و دو شخصیت

در رمان «درخت‌ها و قتل مرزوق»، عبدالرحمان منیف دو تیپ شخصیتی را ترسیم می‌کند: نخست شهروندی ساده، سختکوش و آواره از زادگاه که درگیر مشکلات معیشتی است و با وجود فشارها، تحقیرها و رنج فراوان همچنان با اراده‌ای استوار به زندگی چنگ می‌زند؛ و دوم روشنفکری معترض که تضادها و بی‌عدالتی‌های نظام حاکم را می‌بیند، در کشمکش درونی با ارزش‌های مسخ شده جامعه قرار می‌گیرد و به دلیل صراحت و پافشاری بر دیدگاه‌هایش از کار در دانشگاه الخراج کنار گذاشته می‌شود و ناچار به ترک وطن برای یافتن شغل می‌گردد. این روایت، نمونه‌ای آشکار از مضمون همیشگی منیف یعنی نقد ساختارهای ناعادلانه و فشارهای اجتماعی و سیاسی در جوامع عرب است.

داستان کتاب بر دو خط زمانی و روایی تکیه دارد. در یک سوی روایت، زندگی علی عبدالکریم قرار دارد؛ مردی تحصیل‌کرده و سرخورده که تبعید، فشارهای سیاسی و شکست آرمان‌های فردی او را درهم شکسته است. در سوی دیگر، سرگذشت مرزوق قرار می‌گیرد؛ فردی آرمان‌خواه و معترض که در تلاش برای مقابله با فساد و بی‌عدالتی، نهایتاً در مسیر مقاومت خود قربانی می‌شود. این دو روایت، گرچه مستقل‌اند، در لایه‌های زیرین معنایی به هم پیوند می‌خورند و تصویری واحد از فروپاشی انسان در جامعه‌ای بسته و پر از تضاد ارائه می‌دهند.

در بخشی از قسمت نخست کتاب می‌خوانیم: «گفتم: آدم هر قدر هم قوی باشد به تنهایی از عهده همه کارها بر نمی آید. به کمک دیگران احتیاج دارد.

به علامت تأیید سر تکان داد و گفت: مردم خادم هم‌اند. هر کسی به دیگران خدمت می‌کنند، دیگران هم به او خدمت می‌کنند. فکر کن اگر در طیبه نانوایی نبود، چطور بود؟ باید در هر خانه‌ای تنوری می‌بود، مثل قبل، و هر خانه خودش نان پخت می‌کرد. ولی حالا اوضاع عوض شده من نان می‌پزم، تو می‌کاری، حاج متعب سبزی می‌فروشد، اوستا زکی خانه می‌سازد. ما به هم احتیاج داریم الیاس.

به تمسخر گفتم: سمعان کاهن چه... او چه کار می‌کند اوستا صالح؟

لبخند زد و گفت: تو مسیحی هستی و وظایفش را بهتر می‌دانی!

گفتم: من از وظایف کاهن از همه بی‌خبرترم! و چای را نم نمک خوردیم.

به خودم گفتم این شروع کار است فعلاً به همین قدر اکتفا می‌کنم و چند وقت دیگر سر موضوع برمی‌گردم! سرت را درد نیاورم. بعد از دو ماه سعی و تقلا که با ترفند و غریب و خواهش همراه بود، اوستا صالح قبول کرد پیشش کار کنم.»

در بخش نخست رمان، تمرکز روایت بیشتر بر تحلیل و واکاوی شخصیت اول قرار دارد و خواننده از خلال تجربه‌ها و وضعیت او با فضای داستان آشنا می‌شود؛ اما در بخش دوم، بازتاب شخصیت دوم برجسته‌تر می‌شود و به‌ویژه در قالب تک‌گویی‌های درونی جلوه می‌یابد. در این بخش حضور راوی نیز پررنگ‌تر است و گاه با صدای شخصیت داستان درهم می‌آمیزد، به‌گونه‌ای که هر دو به صدایی واحد بدل می‌شوند و از زوایای گوناگون ابعاد ماجرا را بررسی می‌کنند.

منیف در این رمان، همانند دیگر آثارش، از زبان شاعرانه، تصویرسازی‌های نمادین و ساختار روایی اندیشمندانه استفاده می‌کند. رمان در عین حال سرشار از دلالت‌های نمادین است؛ عناصری چون زمین، درخت‌ها، کوه، مرزوق و «طیبه» ــ زادگاه شخصیت نخست ــ هر یک معنایی فراتر از ظاهر خود دارند. طیبه نمادی از سرزمین‌های عربی است که مردمانش به جای آباد کردن و ریشه دواندن در آن، گاه آن را به سرزمینی خشک و سترون بدل می‌کنند. درخت‌ها در نگاه شخصیت اصلی نماد سرسبزی، بالندگی، برکت، ارزش‌های انسانی ریشه‌دار، کار و سختکوشی‌اند و قطع آن‌ها به معنای قربانی شدن این ارزش‌های اصیل تلقی می‌شود. کوه نیز نشانه استواری و مناعت است و قهرمان داستان برای دوری از آلودگی‌های شهر مسخ‌شده به آن پناه می‌برد. مرزوق، که بر آرمان‌های خود پای می‌فشارد و سرانجام به دست تاریکی‌پرستان کشته می‌شود، نمادی از وجدان بیدار مردم است؛ مردمی که با وجود سرکوب و موانع، همچنان به زندگی ادامه می‌دهند زیرا به پیروزی ناگزیر خود باور دارند. در سراسر متن، نوعی فشار روانی و احساسی بر شخصیت‌ها سایه می‌افکند که نشان‌دهنده تقابل فرد با ساختارهای نابرابر قدرت است.

نویسنده و مترجم، منیف و اسوار

عبدالرحمان منیف در طول فعالیت ادبی خود همواره نویسنده‌ای اجتماعی، سیاسی و منتقد شناخته شده است. او در آثارش به تحلیل ساختارهای قدرت، تأثیر نفت بر جوامع عرب، بحران هویت، مهاجرت و تبعید روشنفکران می‌پردازد. جهان ادبی او ترکیبی است از رئالیسم اجتماعی، فلسفه سیاسی و نمادگرایی. نثرش هم‌زمان ساده و پیچیده است؛ ساده در روایت وقایع و پیچیده در لایه‌های زیرین معنا. این ویژگی‌ها باعث شده منیف به عنوان یکی از ستون‌های اصلی داستان‌نویسی معاصر عرب شناخته شود.

آثار عبدالرحمان منیف به زبانهای متعدد از جمله انگلیسی و آلمانی و فرانسه و روسی و اسپانیایی و نروژی و ترکی استانبولی ترجمه شده است. او را از بزرگترین نویسندگان عرب در قرن بیستم می‌دانند.

از مهم‌ترین آثار او می‌توان به مجموعه پنج‌گانه «مدن‌الملح» یا آنطور که موسی اسوار ترجمه کرده «آبادیهای نمکزار»، رمان «شرق متوسط»، کتاب «الآن... هنا»، اثر زندگی‌نامه‌ای «المنفی فی المنفی» و مجموعه مقالات «عالم بلا خرائط» اشاره کرد. این آثار هر یک با رویکردی متفاوت، اما با محوریت نقد اجتماعی و سیاسی، تصویری گسترده از تغییرات جهان عرب در سده اخیر ارائه می‌دهند. به‌ویژه «شهرهای نمک» یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های رمان‌نویسی در جهان عرب به شمار می‌رود و منیف را به شهرت جهانی رساند.

موسی اسوار، مترجم فارسی این اثر، از چهره‌های مهم در معرفی ادبیات عرب به جامعه فارسی‌زبان است. ترجمه او از «درخت‌ها و قتل مرزوق» از نظر دقت، روانی و حفظ لحن و ساختار روایی اثر اصلی مورد توجه قرار گرفته است. اسوار توانسته است با شناخت دقیق از فضای فرهنگی و ادبی جهان عرب، ظرایف زبانی و تصویری رمان را به‌گونه‌ای به فارسی منتقل کند که خواننده با جهان منیف ارتباط مستقیم برقرار کند.

در مجموع، «درخت‌ها و قتل مرزوق» نه فقط داستانی درباره دو شخصیت شکست‌خورده است، بلکه روایتی از شکست انسان در برابر ساختارهای ناعادلانه، سرکوب سیاسی و بحران معنا در جوامع معاصر عرب محسوب می‌شود. این رمان تصویری از رنج انسان، امیدهای ناکام و جست‌وجوی آزادی ارائه می‌دهد. ترجمه موسی اسوار نیز سهم مهمی در معرفی این اثر و جهان فکری منیف به خوانندگان ایرانی داشته و به فهم بهتر یکی از مهم‌ترین جریان‌های ادبی و فکری معاصر کمک کرده است.

«درخت‌ها و قتل مرزوق» نوشته عبدالرحمان منیف و با ترجمه موسی اسوار، در ۴۲۲ صفحه توسط نشر هرمس منتشر و عرضه شده است.

کد مطلب 6823632

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha